قدم می گذارم...این بار در جنگل...
مثل {دریا} نیست، اما در زیبایی اش غرق می شوم!
مثل {کویر} نیست، اما امان از رنگِ خوش رنگِ دهن خشک کنش!
در اینجا... نورِ آفتاب قدرتی دارد به اندازه ی پشیزی... و این غصون هستند که به روی خورشید پوزخند می زنند! سبز های مغرور!
شاخه ی گیاهِ سبز رنگی که خنکایش از روی شبنم های نشسته بر رویش معلوم است، با ساعد پای عریانم برخورد می کند. تنم لرزه ای خفیف می خورد و حسی به زیباییِ لبخندِ دختر بچه ای، زیر پوستم روان می شود!
حال خوبم را با همکاری لبانم تکمیل می کنم...لب هایم کش می آیند...برجستگی گونه هایم بیشتر شده و به سمت بالا هدایت می شوند!  لبخند و...
مست می شوم از بوی نم درختان و مست می شوم و مست می شوم!


اصن تپق که نداره ها...دلم نمی خواد خودمم بخونمش! http://goli88.persiangig.com/image/Smilies/icon_neutral.gif
+تلسکوپاشون مشکل داره! من عید را خواهانم! (لوس باابانه)